تبليغاتX
ماتمکده حضرت زینب
ماتمکده حضرت زینب

خون عشقش هست جاری در رگم _خانه ی ام المصائب را سگم

بنابر گفته ی دوستان تو وبلاگ آمارگیر گذاشتم

ان شاء الله تا چند روز آتی آدرس وبلاگ دیگه مو میدم
اجرتون با سیدالشهدا...

احسان حضرت زینب صلوات/.

نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 7:11 بعد از ظهر توسط امین| |

تبلیغات              

  قهرمان عشق در عظم بلایا زینب است
  مرجع کل  ملل در حشر و دنیا زینب است

  گر بپرسی از خداوند جلی این بشنوی
  صاحب کل  سماوات و  زمینها زینب است

  روز عاشورا حسین را غم نبود چون بعد او
  یار و پشتیبان طفلان . کودکان حق زینب است

  گر سرم را بشکنم ترسی ندارم از کسی
  چون که پشتیبان من در هردو دنیا زینب است

  گرچه زینب بین معصومین نخواهد بود لیک
  آنکه   دارد  پیش  یزدان  آبروها   زینب   است

  زینبی هستم بدانید اهل دنیا تا ابد
  پادشاه عالم است آنکه گدای زینب است
                                   

تبلیغات

          

نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 4:29 قبل از ظهر توسط امین| |

       دست من گیر که این دست همان است که من

                                             سالها از غم هجران تو بر سر زده ام ...

            السلام علیک یا زینب کبری (س)

 زهرا (س) فرزند را به نزد اميرمؤمنان (ع) برد تا نامي براي ايشان انتخاب کند. امام (ع) فرمودند: من از رسول خدا (ص) پيشي نمي‌گيرم. صبر مي‌کنيم تا پيامبر (ص) از سفر بازگردند. سه روز بعد رسول اکرم (ص) به خانه فاطمه (س) مهمان گشت. حضرت (ص) دست به آسمان برداشت و فرمود: من در نامگذاري کودک بر خداي تعالي پيشي نمي‌گيرم. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و عرض کرد: خداوند تبارک و تعالي مي‌فرمايند: سمّ هذه الموعوده زينب، فقد اختار الله لها هذا الاسم ...
نام اين نوزاد را زينب بگذار زيرا خدا اين نام را برگزيده است.
پيامبر (ص) نوزاد را در آغوش گرفت؛ اشک، پهناي صورتش را پوشاند.
فاطمه (س) پرسيد: پدر چرا گريه مي‌کني؟ حضرت (ص) پاسخ داد: دخترم فاطمه بدان که بعد از وفات من و تو، اين دخترت به بلايا و مصايب صعب و دشواري دچار خواهد شد.

منبع: کتاب زينب کبري (س) عقيله بني‌هاشم


نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 2:6 قبل از ظهر توسط امین| |

بر دشمن مرتضی علی لعنت ...

امام صادق صلوات الله علیه میفرمایند : ....خداوند تبارک و تعالی موجودی نجس تر از سگ نیافریده است و دشمن ما خانواده از سگ نیز نجس تر است (وسائل الشیعه جلد ۱صفحه ۱۵۹ باب۱۱ حدیث۵)

شاعری به نام ابو علی اصفهانی اینو به شعر اورده :   
یاد ارم یک حدیثی کز امام صـادق است   دشمن ما خانواده انجس از سگهاستی

نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 2:6 قبل از ظهر توسط امین| |

 
 
 اميرالمومنين (ع) عليه السلام فرمايند:
 خوشبخت آن کس که چون سگان،زندگي کند.در اين حيوان ده خصلت است که مومن به داشتن آنها سزاوار است.

نخست: آنکه سگ را در ميان مردمان،قدري نيست و اين،همان حال مسکينان و بيچارگان است.
دوم: آنکه مالي و ملکي از آن او نيست و اين،همان صفت مجردان است.
سوم: آنکه او را خانه و لانه اي معين نيست و هر جا که رود،رفته است و اين علامت متوکلان است.
چهارم:آنکه اغلب اوقات گرسنه است و اين،عادت صالحان است.
پنجم:آنکه اگر او صد تازيانه از دست صاحب خود خورد، در خانه او را رها نمي سازدو اين،صفت مريدان است.
ششم: آنکه شب هنگام بجز اندکي نمي آرامد و اين حالت محبان و دوستداران است.
هفتم:آنکه رانده ميشود و ستم مي کشد،ليکن چون بخوانندش،بدون دلگيري بازمي گردد و اين،نشان فروتنان است.
هشتم:آنکه بهر خوراک که صاحبش به او مي دهد،راضي است و اين حال قانعان است.
نهم:آنکه بيشتر لب فرو بسته وخاموش است و اين،علامت خائفان است.
نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 1:41 قبل از ظهر توسط امین| |

هرگاه مستحبات به واجبات زیان رساند آن مستحبات را ترک کنید (امام علی) 

فرموده ی امام کاملا واضح است اما نمی دانم چرا ما خودمون به بعضی از مستحب ها ارزش بیشتری می دیم و به امر واجبی که حتما از ما در مورد اون سوال می شه آسیب می زنیم یا اصلا انجام نمی دهیم.

امام علی (ع) می فرمایند:خردمند کسی است که هر چیز را به جای خود گذارد.عرض کردند نادان را برای ما بیان فرما.فرمود:

نادان است کسی که به خاطر مستحباتش به واجباتش آسیب زند. همینطور است پیشی گرفتن ترک محرمات بر انجام مستحبات.هر امری نزد خداوند متعال از رتبه و شانی خاص برخوردار است.ما تعیین کننده ی انجام اعمال و رتبه بندی آنها نیستیم. 

بعضی که پا را فراتر گذاشته و از خودشان اعمالی را انجام می دهند که نه جز واجبات است نه مستحبات.و با این نوع اعمال راه را  به خود دور  می کنند و صد البته دچار معصیت هم می شوند چون از انجام واجبات باز مانده اند. 

ما  باده  زیر خرقه  نه امروز  می خوریم        

                            صد بار  پیر  میکده  این  ماجرا  شنید

ما می به بانگ چنگ نه امروز می کشیم

                         بس دور شد که گنبد چرخ این صدا شنید 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 1:34 قبل از ظهر توسط امین| |

یه روز حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد : من دلم میخواد یکی از اون بندگان خوبت رو ببینم . خطاب اومد : برو تو صحرا . اونجا مردی هست داره کشاورزی میکنه . او از خوبان درگاه ماست . حضرت اومد دید یه مردی هست داره بیل میزنه و کار میکنه . حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای رسیده که خداوند میفرماید از خوبان ماست . از جبرئیل پرسید . جبرئیل عرض کرد : الان خداوند بلائی بر او نازل میکند ببین او چی کار میکنه . بلیه ای نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش رو از دست داد . فورا نشست . بیلش رو هم گذاشت جلوی روش . گفت : مولای من تا تو مرا بینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم . حال که تو مرا کور می پسندی من کوری را بیش از بینایی دوست دارم . حضرت دید این مرد به مقام رضا رسیده . رو کرد به آن مرد و فرمود : ای مرد من پیغمبرم و مستجاب الدعوه . میخوای دعا کنم خدا چشاتو بهت برگردونه . گفت : نه . حضرت فرمود : چرا ؟ گفت :

آنچه مولای من برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم تا آنچه را که خودم برای خودم بخواهم .

نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 1:11 قبل از ظهر توسط امین| |

                .::گذری بر فرمایشات دانشمند ربانی شیخ علی اکبر تهرانی::.

ائمه (ع) مي‌فرمايند:

چهار چیز دل را نورانی میگرداند:

۱) امانتداري.
۲) در تمام امور راستگويي.
۳) دوستان شايسته داشته باشند.
۴)باطن خويش را اصلاح کند.

 
چهار چیز دل را می میرانند: 

۱) تکرار در گناه، يعني هروقت گناه کرديم بلادرنگ استغفار کنيم.
۲) گفتگوي با زنان اهل دنيا.
۳) کشمکش و مجادله با احمقان.
۴) همنشيني با مردگان.
پرسيدند مردگان کيان‌اند؟‌ گفتند: مردم اهل دنيا، تا با آنها روبه‌رو مي‌شويم از دنيا صحبت مي‌کنند. (مي‌گويند اين چيز را خريدم، آن چيز را خريدم.)

نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 2:29 قبل از ظهر توسط امین| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ